انتخابات فراکسیون اصولگرا
مدتی پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،
رییس مجلس شورای اسلامی مورد حمله شدید یاران محمود احمدی نژاد و افراطیون اصولگرا
واقع شده بود. می توان دلیل این حملات و توهین ها را تلاش برای جلوگیری از ریاست
دوباره علی لاریجانی بر فراکسیون اصولگرا مجلس دانست. اما علی رغم این تلاش ها و
کار شکنی ها علی لاریجانی دوباره بر مسند ریاست فراکسیون اکثریت تکیه
زد.
رقابت لاریجانی و آقا تهرانی
تلاش و لابی گسترده حامیان
دولت حاکی از اشتیاق آنان برای جایگزین کردن آقا تهرانی به جای لاریجانی خبر می
داد. آقا تهرانی تنها شخصیتی بود که توانست از فیلتر عشق و تشنگی به قدرت اقتدار
گران عبور کرده و با سبقت گرفتن از رقیبان خود همچون حسینیان ، زارعی و حداد عادل
به زورآزمایی با علی لاریجانی برود.
اما داستان پیروزی علی لاریجانی پایان
ماجرا نبود چرا که محمد رضا باهنر که پیشتر با تلاش نمایندگان حامی دولت از شورای
مرکزی فراکسیون اصولگرا باز مانده بود توانست همچون لاریجانی با رای قاطع به نایب
رییسی این فراکسیون دست یابد.
آزمون اصولگرایی و
اقتدارگرایی
مهدی کوچک زاده در مصاحبه ای در مورد کاندیداتوری علی لاریجانی
خواستار انصراف وی شد.این مصاحبه ها و اعلام نظر ها تنها گوشه ای از ابراز علاقه
شدید افراطیون اصولگرا برای جلوگیری از ریاست علی لاریجانی بود.
از دست دادن
انسجام فراکسیون اصولگرا و در پی آن تاسیس فراکسیون پیشرفت و توسعه و انقلاب اسلامی
مجلس ، همزمانی ریاست توامان لاریجانی بر فراکسیون اکثریت و مجلس شورای اسلامی که
باعث کم توجهی وی به امور فراکسیون شده بود ، مقاومت برای اعلام حمایت نکردن
فراکسیون اصولگرا از محمود احمدی نژاد و پای بندی به استراتژی سکوت ، تماس تلفنی
علی لاریجانی با میر حسین موسوی به منظور تبریک رای آوردن وی در عصر روز رای گیری ،
تبریک با تاخیر و معنا دار علی لاریجانی به محمود احمدی نژاد ، نوشتن نامه به محمود
احمدی نژاد و خط و نشان کشیدن برای کابینه و نیز سعی و تلاش یار لاریجانی ، محمد
رضا باهنر ، برای مواجه کردن حداقل ٩ وزیر دولت دهم با چالش عدم اعتماد را می توان
از دلایل افراطیون برای حذف لاریجانی دانست.
اما با وجود این مشکلات بار دیگر
علی لاریجانی توانست اقتدار گران و یاران احمدی نژاد را کنار زده و بیش از پیش قدرت
اصولگرایان منتقد دولت را به نمایش گذارد.
حال این سوال پیش می آید که چه شد علی
لاریجانی با تمام لابی ها و کارشکنی های اقتدارگرایان توانست به ریاست فراکسیون دست
یابد؟
به گفته برخی اصول گرایان می توان لاریجانی را یکی از مدیران با تجربه
دانست که سالها در مشاغل سیاسی و مدیریتی حضور داشته و توان مدیریتی بالایی دارد و
نیز در بین نمایندگان دارای جایگاه مناسبی میباشد.
به نظر می رسد توهین ها و
سخنان تند و بی مایه جواد لاریجانی به میر حسین موسوی توانست کمی از بغض و کینه
اقتدار گران را نسبت به علی لاریجانی بکاهد و راه را برای کار برادر خویش هموار تر
سازد. از سوی دیگر آشکار شدن تمامیت خواهی اقتدارگرایان حامی دولت بر قاطبه
اصولگرایان مجلس و هراس از آینده را می توان از دلایل رای اعتماد مجدد به لاریجانی
دانست.
انتخاب مجدد لاریجانی بر فراکسیون اصولگرایان را می توان ایستادگی
اصولگرایی در برابر اقتدارگرایی دانست. اما انتخابات های آینده نشان خواهد داد که
این ایستادگی از عمقی استراتژیک برخوردار است یا نه؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 22:1  توسط سید امید حسینی
|
1. روسیه را میتوان بزرگ ترین دشمن ایران در طول تاریخ دانست كه بیشترین صدمات و آسیب ها را به كشورمان وارد ساخته است . ملت ایران هیچگاه نمی تواند عهد نامه های گلستان و تركمنچای را از یاد ببرد.
پس از جنگ سرد مهمترین عامل در جهت گیری سیاست خارجی كشورها وابستگی متقابل اقتصادی آنها به یكدیگر بوده است. مهمترین كالای ایران برای عرضه به دنیا، انرژی بوده كه روس ها تمایلی به آن نداشته اند و كالا و تكنولوژی روسی نیز همواره آخرین گزینه برای طرف ایرانی بوده است.
2. ایران پس از انقلاب اسلامی با شعار "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" وارد عرصه سیاست بین الملل شد كه انتظار می رفت سیاستی متعادل و متوازن در روابط خود با بلوك های قدرت داشته باشد و هرگز گمان نمی رفت با اتخاذ سیاست های كوتاه مدت شاهد اتكا بیش از حد به یك قدرت خارجی در تنظیم روابط بین المللی باشیم.
روسیه هرگز نتوانسته است دوستی خود با ایران را به اثبات رساند و حتی كوچك ترین نشانه مثبت و خیرخواهانه ای از رفتار با دولت ایران را به نمایش گذارد. موارد زیر موید این ادعاست:
الف. روس ها در پروژه نیرو گاه اتمی بوشهر از سال ١٣٨٠ تاكنون به رغم توافقات صورت گرفته هر بار به نحوی از اتمام و تحویل نیروگاه شانه خالی كرده اند.
ب. روس ها از تنگنای بین المللی ایران در مسئله هسته ای به خوبی آگاه بوده و میدانستند ایران سیاست هایی صرفا عكس العملی را برای مقابله با سایر كشورها اتخاذ كرده است. با این حال آنها به عنوان شریك ایران در پروژه نیروگاه اتمی بوشهر و عضو موثر جامعه جهانی، به جز برخی لفاظی های صرف ، هیچگاه اقدام موثری در حمایت از ایران انجام نداده و حتی عضو امضا كنندگان قطعنامه شورای امنیت علیه ایران نیز بوده اند.
ج.در ماجرای موشك های s-٣٠٠ در پی اعلام وزیر دفاع كشورمان مبنی بر توافقات انجام شده برای خرید موشك از روسیه پس از عكس العمل شدید الحن مقامات امریكا ، روس ها تغییر جهت داده و سخنگوی وزارت خارجه روسیه، كل داستان را تكذیب كرد.
د.قطع گاز روسیه به روی اروپا موجب تمایل اروپا برای خرید انرژی از ایران شد. روس ها به سرعت، ضمن همگام كردن ایران با خود، اروپا را به خرید گاز از خود وادار ساخته و نیز با زیركی دیپلماتیك ، از احتمال شكل گیری توافقات مستقل میان ایران و اروپا جلوگیری به عمل آوردند.
روسیه با این اقدام به دو مهم دست یافت، اول اینكه تنها كشور تامین كننده گاز اروپا باقی ماند. دوم اینكه حركت های دستگاه دیپلماسی ایران را كنترل وتحرك آنرا در تطابق با منافع خویش ، محدود ساخت.
3. روسیه از یك سو درپی حفظ بازار ایران در آینده است و از سوی دیگر با رندی و زیركی وانمود می سازد همراهی آنان با ایران در پروژه های مختلف، برای روس ها هزینه هایی در بر داشته تا از این طریق بتواند منافع بیشتری را نصیب الیگارش های روسی سازد. این فضا سازی كلاشانه روس ها نوعی امتیاز گیری از شرایطی است كه خود تلاش میكنند آن را غیر عادی و هزینه بر جلوه دهند.
حاكمان ایران باید از منظر سیاست مداران روس به ایران نظاره كنند تا دریابند تا چه میزان روسها به ایران وابسته اند و در چه موقعیتی ایران را آچمز ساخته اند و همچنین با بالا بردن سطح روابط با سایر بلوك های قدرت و به خصوص با ایالات متحده آمریكا ، به عنوان قدرت هژمون در عرصه بین الملل ، زمینه را برای كاهش اتكا به كشوری مانند روسیه ، فراهم نمایند.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 22:7  توسط سید امید حسینی
|
انتخابات دهم ، انتخاباتی عجیب و نادر از هر لحاظ در طول ٣١ سال عمر جمهوری اسلامی ایران بوده و بعضی از اتفاقات آن در دنیا كم سابقه است . یكی از این موارد نادر حجم بازداشتهای خودسرانه پس انتخابات است.
پس از اعلام نتایج باور نكردنی انتخابات انتخابات دهم ، معترضین به این نتایج در كشور شروع به راهپیمایی های مسالمت آمیز كرده و اعتراض خود را به نمایش گذاردند.
از اتفاقات مهم پس از دهمین دوره انتخابات ، دستگیری فعالان سیاسی و اعضای احزاب رقیب نامزد انتخاباتی پیروز و دولت كنونی است.
در این دستگیری ها تاكنون 5 تن از اعضای حزب كارگزاران سازندگی به شیوه های مختلف دستگیر شده كه تاكنون نیز آزاد نشده اند. دستگیرشدگان حزب كارگزاران سازندگی عبارتند از: محمد عطریانفر، هدایت ا... آقایی، جهانبخش خانجانی، روشنك سیاسی و ایدا مصباحی.
خبر ها حاكی از آن است بیشتر این افراد حداقل از دو هفته پیش تاكنون هیچگونه تماس یا ملاقاتی با خانواده های خود نداشته و خبری از حال روحی و جسمانی آنان در دسترس نیست.تاكنون تنها خانواده آیدا مصباحی توانسته است با او ملاقات حضوری كوتاهی داشته باشد و برخی از آنها فقط ٢ بار با خانواده خود تماس تلفنی برقرار كرده اند.
در پی درخواست این خانواده ها در مورد برخورداری از وكیل به منظور پیگیری امور حقوقی آنان، كار شكنی هایی از سوی بعضی مسولین قضایی صورت گرفته است كه منجر به فشار روحی مضاعف بر این خانواده ها شده است.
این بازداشت ها در حالیست كه هیچگونه توجیه حقوقی و قضایی نداشته و از مصادیق عینی بازداشت های خود سرانه به شمار می رود.
+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 20:49  توسط سید امید حسینی
|
بر اساس تعالیم آسمانی آرمان والای انبیاء و رهبران دین، برقراری جامعه ای سالم و عاری از مفاسد اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و در تعبیر قرآن كریم «حیات طیبه» است. در حیات طیبه و جامعه سالم قرآنی، منافع و مصالح ابنای بشر بدون آن كه با یكدیگر در تضاد و تزاحم قرار گیرند برآورده خواهد شد و این در گرو قرار گرفتن فرد و جامعه در مسیر طرح و برنامه تكامل الهی می باشد كه به ساختار فطری انسان توجه دارد و بر محور اصلاحات بوده و امنیت و صلح را به جامعه بشری هدیه می كند،صلح وسلمی كه بر حقایق عالم خلقت منطبق بوده وتمایز،اختلاف و چندگانگی رااز نظر دور نداشته ونه تنها تفاوت ها را مانع دست یابی به جامعه سالم وپاك نمی داند بلكه نشانه هایی معرفی می كند كه ارباب عقول وصاحبان خرد رابه تدبیر برتر نظام آفرینش رهنمون می سازد .
اعتراف در لغت به معنای خبر دادن از حال و اقرار به كار اشتباه است. اعتراف هنگامی قابل قبول عقل ، شریعت و قانون است كه در آزادی كامل انجام گرفته و هیچگونه جبر ، ضرب ، تحدید و فشاری بر آن حاكم نباشد.
ساختارهای مدنی اسلام ضامن حفظ حقوق و آزادی بشرند . این قاعده در سایه احكام قرآن حاصل شده است كه مسلمانان را مكلف میكند تمامی عملكردهای خود را صرفا با احكام و اصول اسلامی همسو كنند.علمای دینی كه طبق سنت اسلامی وراث پیامبر محسوب میشوند ، از دید عموم مردم از مفسران احكام اسلامی و اصول مربوط به هر یك از عرصه های زندگی بشری هستند.
مراجع و علمای دین برخورد با زندانیان سیاسی و اعترافگیری از آنان را محكوم كرده و اعترافگیران را مصیبت كار خوانده اند. اعترافگیری و پخش آن از رسانه را خلاف شرع و قانون دانستند و آن را گناه كبیره خواندند. حال جای این وراثین پیامبر در جمهوری اسلامی كجاست؟
پرسش اینجاست كه جایگاه این فتاوی ، احكام و دستورات دینی در حكومتی كه مشروعیتش را از اسلام گرفته، نام و وجه اسلامیت را یدك می كشد كجاست؟
در شریعت اسلام به كرات در مورد باطل و بی ارزش بودن اعتراف و اقرار به گناه در زیر فشار و تحدید احادیث و احكام آمده است. جای بسی اندوه دارد كه این احادیث برای مردم است نه حكام!!
جالب انكه اگر هم وطنان مسلمان و شیعه ای را كه مخالف عقیده حكومت هستند را كنار زده و احكام كفار متجاوز را جویا شویم خواهیم دید كه در قوانین جنگ با كفار در شریعت اسلام خطاب به مسلمین آمده است:
درختان را نشكنید ، جایی را به آتش نكشید، به زنان و كودكان حمله نكنید و ... . در قرآن كریم ( سوره نسا ، آیه ٣٦ ) و درتبین حقوق كفار اسیر در دست مسلمین كه به بردگی گرفته می شدند آنها را هم ردیف با پدر ، مادر و خویشاوندان قرار داده و میگوید به آنان نیكی كنید. امام علی (ع) در مورد قاتل خویش به فرزند خود اینچنین فرمودند : چون من از این ضربت مردم ، قاتلم را به كیفر این ضربت تنها یك ضربت بزنید.
حال اما پرسش اینجاست كه معترضین به یك مسئله در حكومت اسلامی مثلاً نتیجه انتخابات به لحاظ حقوق مدنی و اجتماعی در چه جایگاهی قرار دارند؟! آیا رعایت اصول اخلاقی و احكام اسلامی در خصوص انها جایز نیست؟ آیا رفتارهای خشونت امیز با مومنان روشنفكری كه تنها جرم آنها مخالفت با عقیده كسانیست كه دم از عدالت و عدالت خواهی ، تشیع و حق طلبی و ترویج اسلام ناب محمدی میزنند، با احكام و منش اسلامی منطبق خواهد بود؟
در مورد اعتراف گیری و نحوه برخورد با زندانیان بجز احكام آسمانی ، قوانین حكومتی متعددی وجود دارد.
در این باره در قوانین بین الملل و همچنین قانون اساسی كشور عزیزمان ایران اصول و شرایطی به چشم می خورد. اصول ۳۲ و ۳۸ قانون اساسی به نحوه بازداشت افراد و شکنجه برای گرفتن اقرار و اعتراف اشاره می کند که تاکید دارد هیچکس را نمیتوان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون آن را معین میکند و نیز در خصوص شکنجه تاکید دارد که هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است و متخلف از این اصول طبق قانون مجازات می شود به همین دلیل اگر صدا وسیما اینگونه اعترافات را پخش کند متخلف است و نیز اگر دستگاه قضایی در اخذ این اعترافات نقش داشته باشد نیز متخلف است.
اینك جای دارد برخی از سخنان مسولان نظام را به یاد آورده و قضاوت سالم تری انجام دهیم.
سيدمحمود هاشمي شاهرودي طي سخناني در همايش ملي نشست گردشگري و صنايع دستي در پيشگيري از وقوع جرم چنین گفت : سياست کيفري اسلام بر خلاف سياست نظام قضايي طاغوت که بيشتر بر زندان تاکيد داشت،مبتني بر زندان نيست و سياست قضايي جمهوري اسلامي ايران براساس حبس زدايي است که از فقه اسلام گرفته شده است. زندان جاي انتقام جويي، شکنجه گري و اعتراف گيري نيست. اسلام زندان را ندامتگاه و اصلاح گاه براي جامعه مي داند تا فردي که جرم مرتکب شده بتواند مجددا به جامعه بازگردد. وي ادامه داد: در بسياري از کشورها زندان ها قابل توصيف نيست، چراکه مانند سياه چال است در برخي از زندان هاي اروپا درست است که از لحاظ ساختمان و محيط مدرن هستند، اما از لحاظ رفتار بسيار از ما عقب تر هستند.
در اینجا این سوال پیش می آید كه آیا در حكومت اسلامی ایران هنوز هم بر فقه و سیاست كیفری اسلام عمل میشود یا خیر؟ شاید هم می توان فقه و احكام اسلامی را بسته به زمان و موقعیت تغییر داد.
در جایی دیگر وزیر امور خارجه جناب آقای متكی میگویند : كساني كه جنايت ابوغريب و گوانتانامو را مرتكب شده اند ، نميتوانند درباره كشوري دموكراتيك مانند ايران سخن بگويند .
پس چه شد كه اوین را نیز تبدیل به ابوغريب و گوانتانامو كردید.هم اكنون می توان انتظار داشت كشورهای دیگر مانند ایران كه در مورد گوانتانامو سخن میگفت در مورد اوین موضع گیری كنند.
كاش مسئولان نظام به نصایح آیه الله هاشمی ، عمل كنند تا باعث آن نشوند كه ایران عزیز مورد تعرض و تمسخر دولت های بیگانه قرار گرفته و اندك اعتماد باقی مانده از بین برود.
با این همه مضحك است اگر بگوییم جانشین فرمانده بسیج از کمبود رسانه برای انتشار اعترافات خبر داده است.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 13:50  توسط سید امید حسینی
|
فرهنگ در هیچ جامعه ای از بالا شكل نمی گیرد و دولت ها نمی توانند فرهنگ یك جامعه را شكل بدهند بلكه فرهنگ در چهار چوب یك سیر تاریخی و در متن جامعه از پایین شكل میگیرد به این معنا كه مردم خودشان بر اساس هنجارهای اجتماعی ، عرف جامعه و انطباق با قانون كشور است كه رفتارشان را در حوزهای فرهنگی و اجتماعی تعیین و هدایت میكنند .با این توصیفات حال اگر در جامعه ایران وارد شویم و بحث نماییم برخوردهای امنیتی و انتظامی در حوزه فرهنگی مثل برخوردهای گشت ارشاد اساسا نه تنها منجر به ایجاد فرهنگ مورد نظر دولت و نظام جمهوری اسلامی در آن حوزه ها نخواهد شد بلكه در واقع بر اساس تجربیات جوامع مختلف و اصول علم اجتماعی نتیجه عكس هم خواهد داد. برای همین بهتر است نظام جمهوری اسلامی اگر میخواهد فرهنگ اسلامی را چه در قالب پوشش اسلامی و چه در قالب رفتار های اجتماعی تسری بخشد ، این كار رابه شكل كاملا غیر مستقیم و از پایین با فرهنگ سازی در مدارس و كتاب های درسی و صدا و سیما آغاز كند. یعنی اینطور نباشد كه مردم فكر كنند جبری بالای سرشان است و میخواهد آنها را به انجام یك كار خاص و استفاده از پوشش خاص وادار كند.
سردار عزیزالله رجب زاده فرمانده انتظامی تهران بزرگ اخیرا گفته است: یکی از برنامه هایی که قرار است در طرح انضباط اجتماعی اجرا شود، جمع آوری خانه های مجردی است.
گشت های ارشاد در ابتدا با این دستور كه كسانی كه از نظر گشت های ارشاد دارای پوشش نامناسب بودند را جمع آوری كرده و مورد ضرب و شتم و بی احترامی قرار داده و آنها را بازداشت كنند،راه اندازی شدند.در مرحله دوم كارهایی انجام شد كه هیچ زنی جرات این را نداشت كه در خیابان با همسرش پیاده روی كند.اما كار به اینجا ختم نخواهد شد.كار به جایی رسیده است كه جناب آقای رجب زاده و همكارانش به خود اجازه داده اند كه به حریم خصوصی افراد و خانواده ها نیز تجاوز كرده و افراد را به جرم زندگی كردن در خانه مجردی بازداشت نمایند.
در این چند سال پس از انقلاب دیده نشده بود كه كسی به خود اجازه دهد تا این حد به حریم خصوصی شهروندان تجاوز كند و مردم را بی حرمت كرده و كوچك شمارد و رعب و وحشت را در دل آنان جای دهد.
نیروی انتظامی با چه مجوزی این كار ها را انجام می دهد؟ این امر به معروف و نهی از منكر است؟ در كجای اسلام آمده نهی از منكر در اولین مرحله به زور ؟ كجای اسلام آمده نهی از منكر با ضرب و شتم و بی احترامی؟ آیا در اسلام نیامده با احترام با مردم رفتار كنید؟!آیا توهین به مردم و ضرب و شتم آنها از اصول اسلام است؟هر فرد قدرت درك و فهم دارد.خداوند هر كس را به اندازه توان، عقل و فهمی كه به او داده مجازات و پاداش میدهد. باید فهم فرد را از اسلام بالا برد نه آنكه او را به جبر به رفتار اسلامی وادار كرد.چنین اطاعتی نزد خدا بی ارزش است.
آنها میگویند اسلام در خطر است . اسلام با بیرون بودن یك تار موی دختران به خطر نخواهد افتاد. اسلام با دروغ گویی و ریا كاریست كه به خطر می افتد.
مگر نه آنكه از نكات مهم در امر به معروف و نهی از منكر آن است كه ما مطمئن باشیم كارمان باعث ایجاد تغییر در فرد شده و از منكر دست بردارد.این كار نه تنها باعث نمی شود افراد از این كار دست بكشند بلكه باعث ایجاد تنفر آنها از اسلام خواهد شد و مردم حكومت اسلامی را حكومتی زور گو و جبار و اسلام را دینی خشن خواهند دانست. با این كارها اسلام به خطر می افتد.
آنها میگویند كسی نباید از قانون اسلام سر پییچی كند.مگر قانون اساسی كشور بر مبنای همان اسلام نیست؟مگر قانون اساسی را باید جزئی از قانون اسلام دانست؟پس چرا از قانون اساسی كه بر گرفته از قانون اسلام است سر پیچی كرده اند؟پس مردم با شما چه كنند؟البته چه كسی جرات دارد به آنها اعتراض كنند؟آنها با شخصیت های سیاسی مخالف چه كردند ؟وای به حال مردم عادی مخالف كه چه بر سرشان خواهند آورد.
هرچند در كشوری كه رئیس جمهور آن در مدت 4 سال حكومت بیش از 300 مورد تخلف از قانون اساسی دارد این تخلف كه چیزی نیست.
بد نیست به یاد آوریم در 4 سال پیش در كنفرانس انتخاباتی كه از شبكه دوم سیما پخش میشد محمود احمدی نژاد از چه گفت و از چه حرف زد.وی در جواب سوال مجری برنامه در مورد وضعیت پوشش اینگونه پاسخ داد:
"مشكل مردم ما موی بچه های ماست؟بچه های ما دوست دارند مویشان را هر جور دوست دارند بگذارند و به ما ربطی ندارد.ما باید به مسائل اساسی كشور برسیم.فضای كشور را آرامش بخشیده و امنیت روانی درست كنیم.دولت باید از مردم پشتیبانی كند . مردم سلایق گوناگون دارند. چرا مردم را كوچك میكنیم؟ مردم را اینقدر كوچك میكنیم كه مشكل این است كه مدل مویشان را به چه شكل بذارند و دولت هم نمی گذارد.شان دولت و مردم این نیست.این توهین به مردم ماست.چرا مردم را دست كم میگیرید؟مشكل كشور ما این است كه فلان دختر فلان لباس را بپوشد؟مشكل كشور و مردم ما این است؟"
حال باید بعد از 4 سال شاهد آن باشیم كه چگونه مردم ما به قول آقای رئیس جمهور كوچك شمرده می شوند و مورد توهین قرار گرفته اند .
جناب رئیس جمهور كه گفته بودند در مقابل ابر قدرت ها ایستاده اند تا حق مردم را بگیرند پس چرا در مقابل نیروی انتظامی كشور خود نمی ایستند و حق شهروندان كشور را به آنها باز نمی گردانند؟ یا نمی خواهند این كار را بكنند؟
اگر نمیخواهید پس آن وعده و وعید ها چه شد و كجا رفت؟پس شما هم از همان قماش زورگویید.اگر هم نمی توانید هیهات بر این رئیس جمهور .
اینك آن حرف های فریبنده كه در دوره انتخابات زده شد كه باعث رای آوری ایشان گردید چه شد و كجا رفت؟به كدامیك از آنها عمل شد؟آیا باز هم می خواهند با چنین حرف هایی مردم را فریب داده و برای خود رای جمع كنند؟
نه.یقین دارم مردم ما آگاه تر از این باشند كه حتی به شعار های فریبنده شما حتی فكر كنند، چه برسد به آنكه آنها را روزی با ریاست شما عمل شده بدانند.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:53  توسط سید امید حسینی
|